تبليغاتX
آدم فسیل
توی این دنیای هیشکی به هیشکی ، این یکی دستت باید اون یکی دستتو بگیره ، ورنه خلاصی ، خلاص


با کوچه آواز رفتن نیست

فانوس رفاقت روشن نیست

نترس از هجوم حضورم

چیزی جز تنهایی با من نیست

وقتی تو نباشی من به من مشکوکم

به هر گل به هر سایه روشن مشکوکم

مشکوکم به اشک کبوتر مشکوکم

مشکوکم به خواب خاکستر مشکوکم

بی تو به کابوس و به رویا مشکوکم

به شعله به پروانه حتی مشکوکم

باز امشب فانوسی روشن نیست

با سوگ این شب یک شیون نیست

از کوکب تا کوکب خاموشی

شب هست و شوق شب کشتن نیست

ترسم نیست از دیوار از بن بست از سایه

تاریک تاریکم من از من می ترسم

چرا دل ببندم به شب کوچه گردی

که از این سکوت سترون می ترسم

من از سایه های شب بی رفیقی

من از نارفیقانه بودن می ترسم

مشکوکم به اشک کبوتر مشکوکم

مشکوکم به خواب خاکستر مشکوکم

با کوچه آواز رفتن نیست

فانوس رفاقت روشن نیست

نترس از هجوم حضورم

چیزی جز تنهایی با من نیست

شب هست و شوق شب کشتن نیست


ترانه : ایرج جنتی عطایی

آهنگ : بابک بیات

خواننده : مانی رهنما

+ نوشته شده در  88/08/02ساعت 23:23  توسط سپیده | 

1 ) کاش پیشم بودی ، کاش این روزهای تلخ که دچار روزمرگی شدم اینجا بودی ، شاید همه چیز تغییر

می کرد ، شاید برای همه ی آرزوها و رویاهام یه انگیزه ی دوباره پیدا می کردم .

 

2 ) با اینکه دوستان زیادی اطرافم هستن ، گاهی شدیدا احساس تنهایی می کنم ، تنهایی که خودم به وجودش آوردم ، یا نه ! تو به وجودش آوردی ، تو تخمِ تنهایی رو توی باغچه ی زندگیم کاشتی ، از همون روزی که زاییده شدم !

 

3 ) تقصیر من نیست که اعتماد نمی کنم ، تقصیر من نیست که باور نمی کنم ، تقصیر من نیست که هر سکه ای دو رو داره

 

4 ) ازت دلگیرم ، چون منو به یه غورباقه ی غمگین تبدیل کردی

):

+ نوشته شده در  88/06/24ساعت 1:51  توسط سپیده | 

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادریست .

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ایست

و قلب

برای زندگی بس است .

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

روزی که آهنگ هر حرف ، زندگیست

تا من به خاطر آخرین شعر رنجِ جست و جوی قافیه نبرم .

روزی که هر لب ترانه ایست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد .

روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم ...

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی

که دیگر

نباشم .


احمد شاملو


+ نوشته شده در  88/05/10ساعت 23:3  توسط سپیده | 
+ نوشته شده در  88/05/09ساعت 2:23  توسط سپیده | 


لالا لالاگل زیره بابات دستاش به زنجیره

میگه هرگز نگو دیره که هر روز روز تقدیره

لالالالا گل گندم چی اومد بر سر مردم

میون آتش افتادیم شدیم از روی دنیا گم

لالا لالا بد آوردیم  به نام زندگی مردیم

خیانت شکل یاری شد ز یاران پشت پا خوردیم

لالا لالا گل لاله  حریم عشق پاماله

سیاهی رنگ هر سفره سر هفت سین هرساله


به نام عشق و آزادی غم این خلق می خوردند

ولی با دست خود ما را به  قربانگاه می بردند


کجایند آن همه دلسوز در این هنگامه ی ماتم

که رفتند و رها کردند من و ما را به حال هم

لالالالا گل مریم شکسته حرمت آدم

شدیم آواره ی عالم چرا تشنه به خون هم

رهایی ریشه ی ما بود همه اندیشه ی ما بود

ولی در آن روی سکه تبر بر ریشه ی ما بود

گل و گلدون و گلخونه شده امروز یه ویرونه

سر فواره ها خونه ببین مردن چه آسونه

لالا لالا گل زیره بابات دستاش به زنجیره

میگه هرگز نگو دیره که هر روز روز تقدیره

+ نوشته شده در  88/03/31ساعت 15:58  توسط سپیده | 

میر حسین موسوی

واقعا حقمون این نبود

باید از رای ما حمایت کنی



+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 10:17  توسط سپیده | 

+ نوشته شده در  88/03/02ساعت 23:2  توسط سپیده | 

 

 

سلام به اردیبهشت من

 

سلام به اردیبهشت ما

 

و سلام به همه ی اردیبهشتی های دهه ی شصت

 

بهارِ تولدمون مبارک

 

بیست و دومِ اردیبهشت ، بیست و دو ساله می شم

 

خیلی هیجان انگیزه

البته ، شاید خیلی هم  هیجان انگیز نباشه

ولی خوشحالم که متولد شدم

اونم توو یه ماهِ ماه و دوست داشتنی

 

+ نوشته شده در  88/02/14ساعت 23:38  توسط سپیده | 
 

 

شاید ای ماندگان ظلمت شب

در بهاری که میرسد از راه

گل خورشید آرزوهامان

سر زد از لای ابرهای حسود

 

+ نوشته شده در  87/12/23ساعت 21:24  توسط سپیده | 

سلام

 

من تازه متوجه شدم که چندتا بیتی که تو پست قبلی گذاشتم از شعر یکی از همکلاسی هامِ

من خیلی شعرش رو دوست داشتم ، این شعرُ با الهام از کلاسِ درسِ روش تحقیق نوشته و دانشجویانِ عزیزی که این درس رو پاس کرده باشن کاملا درکش می کنن .

 

اینم از شعر آرزو محمدی ، شاگرد اولِ دانشکده امور اقتصادی :

 

از راه منطقی به تو ایمیل می زنم

استقرء و قیاس و تمثیل می زنم

از جزء می رسم به کل از کل به جزء تو

می آورم مثال به تفضیل می زنم

 

من پیش فرض های دلم را که رو کنم

حتی اهمِ فرضیه را کند و کو کنم

راهی به جز مطالعه‌ی علیت که نیست

تحقیق می کنم که تو را جست و جو کنم

 

انگار طیفی از تو به ذهنم رسیده است

"ازگود" شاهد است و خود این طیف دیده است

"کیلرت"و"ترستون"و"بوگاردوس" و گاتمن"

هر کس پیِ تو گشت به جایی رسیده است

 

توصیف چشمهای تو عینی و واقعی است

دور از نتیجه گیریِ ذهنی است چاره چیست ؟

پیش آزمون گرفته‌ام از چشمهای تو

با طرحِ تجربی حقیقی که ساده نیست

 

باید نمونه گیری از این کوچه ها کنم

باید گروه کنترلی را بنا کنم

تحقیق مقطعی که به دردم نمی‌خورد

باید تداومی به خدا اقتدا کنم

 

اسناد دسته اول من نامه‌های تو

پایایی و رواییِ شعرم فدای تو

همبستگی نداشت از اول مسیرمان

من مبدأ و فضای نمودار جای تو

                                                          آرزو محمدی

خوشحال میشم اگه نظرتون رو در مورد کار آرزو بگید .

 

 

 

+ نوشته شده در  87/12/04ساعت 19:2  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام , خیلی خوش آمدید
من سپیده هستم
متولد 22/2/1366
دانشجوی مدیریت امور گمرک

نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
دکتر افشین یداللهی
اهورا ایمان
بابک صحرایی
وحید عربانی ( من دیکتاتور نیستم )
علیرضا سلیمانی
محمد رضا شیرزاد ( مدار خورشید )
نسترن مکارمی ( باغ طلا )
صابر قدیمی (غزل پوش )
بهاره مکرم
مونا برزویی (چشمهای نادیده )
افشین مقدم (شامی با براندو )
کوروش سمیعی ( بدرقه با ماه )
رضا صدیق ( سه نقطه )
رضا صدیق ( دمل )
کریس دی برگ
رامین(جایی تازه )
میثم یوسفی ( که زن نبودی ... اما )
بابا حکیم ( مطالب طب سنتی )
حسین غیاثی ( آدم فرشته )
جلیل صفربیگی (واران )
حامد عسکری ( باغکوچه )
حامد عسکری ( طنزیمات عسکریه )
سعید کریمی (تشریح شک )
عشق + دوستی
آتش
وبلاگ آموزش ایرانیان
بیانکو
ف ر ز ا ن
نیلوفر کولیوند ( خوشبختی )
حبیب مقیمی (سنجاقک آبی )
میثاق جوهری
غزل فروش
پژمان و عشق
آرزو محمدی
سیاوش
سبحان پاک زاد ( یادت مرا فراموش ! )
سایت تخصصی مدیر 20
عباس بختیاری (مدیریت بازرگانی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM